![]() |
![]() |
|
|
به نام خدا رازهای تداوم عشق و دوستی ۱ ـ یکدیگر را مثل هم دوست نداشته باشید . ۲ـ حداقل روزی یکبار , جمله دوستت دارم را به یکدیگر بگویید . ۳ـ با هم بودنتان را به خاطره تبدیل کنید . ۴ـ به او بگویید که عاشقش هستید . ۵ـ هرگز فراموش نکنید که ساده ترین چیز ها در زندگی ممکن است با ارزشترین باشند. ۶ ـ زیبا ترین و با ارزشترین هدیه , هدیه ای است که از اعماق قلبتان آن را تقدیم می کنید و نه از جیبتان . همواره از از اعماق قلبتان به او هدیه بدهید . ۷ـ به خاطر داشته باشید که سکوت گاهی اوقات بهترین پاسخ است . ۸ـ به یکدیگر احترام گذاشته و مدافع و طرفدار هم باشید . ۹ـ همیشه از او بپرسید که روزش را چگونه گذرانده و البته به حرف هایش گوش بدهید ! ۱۰ـ زیبا ترین کلمات را برای صدای کردن یکدیگر به کار ببرید . ۱۱ـ و ...... ( موفقیت ۷۰ـ مرجان توکلی)
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 8:44 توسط فریده |
|
|
به نام خدا
۱ـ در مراسم ازدواج بومیان یکی از جزایر اقیانوس آرام , وقتی زن و مرد به عقد هم در می آمدند , توسط کشیش سه مرتبه کله عروس و داماد محکم به هم کوبیده می شود و اگر هر کدام بگویند آخ , خطبه عقد باطل است . ۲ـ اولین کتاب چاپ شده درجهان , انجیل مقدس است که در سال ۱۴۵۵ توسط گوتنبرگ ـ مخترع دستگاه چاپ ـ تحت عنوان سرودهای مذهبی , منتشر شد . ۳ـ بزرگترین نقاشی دنیا توسط آنتونی ویرتز بلژیکی در سال ۱۸۵۱ بر رئی تابلیی کشیده شد که طول و عرضش حدود ۱۵۰ متر بود . اما کوچکترین نقاشی بر روی ناخن شست نقاش گمنام فرانسوی , آمورا کشیده شد که پرتره مادرش بود ! ۴ـ پلیس ژاپن یک زندانی به نام " سوتومورا " را که حکم زندان ابد داشت , پس از پنج سال آزاد کرد ; به این شرط که او در یک کلاس توجیهی , راههای فرار از زندان را به پلیس ژاپن بیاموزد . زیرا او در عرض پنج سال ۲۷ بار موفق به فرار از زندان شد . ۵ـ ۳۱ اکتبر هر سال در آمریکا روز شعبده بازی است . در چنین روزی در سال ۱۹۲۶ "هودینی " شعبده باز با یک کپسول هوا وارد شکم یک نهنگ شد و چهار دقیقه ماند و سپس علی رغم زخمهای زیاد , زنده بیرون آمد . ۶ـ پر تنوع ترین جاندار در کره زمین , پروانه می باشد . بد نیست بدانید که پروانه دارای ۱۱۰ هزار گونه متفاوت است که در همه جای دنیا غیر از قطب شمال دیده می شود . ۷ـ در کشور مصر, نوعی ملخ وجود دارد که وزارت کشاورزی آن کشور نامش را گذاشته بلای هشتم و علتش آن است که بزرگترین آفتها را به مزارع می زند . این نوع ملخ اندازه یک گنجشک است ! " روزهای زندگی ـ ۲۶۲ "
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 7:35 توسط فریده |
|
به نام خدا شدم با چت اسیر و مبتلایش به من می گفت ۱۸ ساله هستم تو اسمت را بگو من هاله هستم بگفتم اسم من هم هست فرهاد زدست عاشقی صد دادو بیداد بگفت هاله زموهای کمندش کمان ابرو و قد بلندش بگفت چشمان من خیلی فریباست ندیده عاشق زارش شدم من زبس هر شب به او چت نمودم به او من کم کم عادت می نمودم در او دیدم تمام آرزوهام که باشد همسر و امید فردام برای دیدنش بی تاب بودم زفکرش بی خوروبی خواب بودم به خود گفتم که وقت آن رسیده که بینم چهره ی آن نور دیده به او گفتم که قصدم دیدن توست زمان دیدن و بوییدن توست زرویاروی ام او طفره می رفت هراسان بود او از دیدنم سخت خلاصه راضی اش کردم به اجبار گرفتم روز بعدش وقت دیدار رسید از راه وقت و روز موعود زدم از خانه بیرون اندکی زود چو دیدم چهره اش قلبم فرو ریخت بجای هاله ی ناز و فریبا بدیدم زشت رویی بود آن جا ندیدم من اثر از قد رعنا کمان ابرو و چشم فریبا مسن تر بود او از مادر من شد صد خاک عالم بر سر من زترس و وحشتم از هوش رفتم از آن ماتمکده مدهوش رفتم به خود چون آمدم دیدم که او نیست دگر آن هاله بی چشم و رو نیست بگفتم سرگذشتم را به "جاوید " به شعر آورد او هم آنچه بشنید که تا گیرند از آن درس عبرت سرانجامی ندارد قصه چت " روزنامه عصر ـ ۲۹۷۴ محمد جاوید "
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 7:3 توسط فریده |
|
|
به نام خدا هر آن چه که هستی , بهترینش باش *اگر نمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی *بوته ای در دامنه کوهی باش *ولی بهترین بوته ای باش که در کنار راه می روید *اگر نمی توانی درخت باشی , بوته باش
*اگر نمی توانی بوته ای باشی , علف کوچکی باش *و چشم انداز کنار شاهراهی را شادمانه تر کن *اگر نمی توانی نهنگ باشی , فقط یک ماهی کوچک باش *ولی بازیگوش ترین ماهی دریاچه !!!
*همه که ما را ناخدا نمی کنند , ملوان هم می توان بود *در این دنیا برای همه ما کاری هست *کارهای بزرگ و کارهای کمی کوچک تر *و آن چه که وظیفه ماست , چندان دور از دسترس نیست
*اگر نمی توانی شاهراه باشی , کوره راه باش *اگر نمی توانی خورشید باشی , ستاره باش *با بردن و باختن اندازه ات نمی گیرند *هر آن چه که هستی , بهترینش باش ( داگلاس مالوچ )
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 23:4 توسط فریده |
|
|
به نام خدا
سلام . صبح همه شما دوستان خوبم بخیر و خوشی باشه . امروز چه روز خوبیه , من که اینجوری احساس میکنم پدر خوب خودم انشاا...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 7:32 توسط فریده |
|
به نام خدا شمع ها به آرامی می سوختند . فضا به قدری آرام بود که می توانستی صحبت های آنان را بشنوی . اولی گفت : من صلح هستم ! با وجود این هیچ کس نمی تواند من را برای همیشه روشن نگه دارد . من معتقدم که از بین می روم . دومی گفت : من ایمان هستم ! با این وجود , من هم ناچارا مدت زیادی روشن نمی مانم , بنابراین معلوم نیست که چه مدت روشن باشم . شمع سوم با ناراحتی گفت : من عشق هستم ! و آن قدر قدرت ندارم که روشن بمانم . مردم مرا کنار می گذارند و اهمیت مرا درک نمی کنند . آن ها حتی عشق ورزیدن به نزدیک ترین کسانشان را هم فراموش میکنند. و کمی بعد او هم خاموش شد . ناگهان ... پسری وارد اتاق شد و گفت : چرا خاموش شده اید ؟ قرار بود که تا ابد شما روشن بمانید . و با گفتن این جمله شروع کرد به گریه کردن . سپس شمع چهارم گفت : نترس , تا زمانی که من روشن هستم , می توانیم شمع های دیگر را دوباره روشن کنیم , من امید هستم ! کودک با چشم های درخشان , شمع امید را برداشت و شمع های دیگر را روشن کرد . چه خوب است که شعله امید هرگز در زندگیتان خاموش نشود . هریک از ما می توانیم , امید , ایمان , صلح و عشق را حفظ و نگهداری کنیم !!! ( موفقیت ـ ۷۰ ) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 7:19 توسط فریده |
|
|
به نام خدا
۱ـ در سال ۱۸۶۱ جنگهای داخلی آمریکا بین شمالی ها و جنوبی ها برای آزاد ساختن سیاهان از بردگی , در حالی آغاز شد که قانون اساسی آمریکا , ۳۱ سال قبل عملا قانون برده داری را لغو کرده بود !!! ۲ـ حدود سه قرن قبل در جنوب روسیه , دختر و پسری که به عقد هم در می آ مدند , توسط طناب دستهایشان را محکم و با گره های کور به هم می بستند , عروس و داماد فقط زمانی می توانستند به خانه بخت بروند که با دندان , گره ها را باز کنند !!! ۳ـ برخلاف تصور خیلی ها , ناقوس کلیسا از دوران مسیح (ع) باب نشد , بلکه اولین بار در قرن هشتم و در کلیسای سنت پیر ایتالیا مورد استفاده قرار گرفت . ۴ـ " او- هنری " نویسنده بزرگ , ابتدا یک دلال بازار بود که به جرم چک بی محل زندانی شد , اما در پنج سالی که در زندان بود , ۲۷ داستان نوشت ووقتی آزاد شد جایزه پولیتزر را به خاطر داستان های زیبایش دریافت کرد . ۵ـ شاید باور نکنید , اما اولین روزنامه دنیا که توسط " امیل جاردین " در اوایل قرن ۱۹ در فرانسه چاپ می شد نامش دزد بود , به این علت که آن روزنامه مقاله های مجلات هفتگی را به صراحت می دزدید و در روزنامه اش چاپ میکرد !!! ۶ـ بدن شک لقب پرخورترین نویسنده دنیا متعلق به بالزاک است ! فقط همین را بدانید که شام هر شب او به این ترتیب بود : ۱۲ کتلت , یک مرغابی یا غاز , یک کبک و ۹۰ حلزون اینم تصویر جناب آقای بالزاک :
" روزهای زندگی ـ ۲۶۲ "
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 7:48 توسط فریده |
|
|
به نام خدا
* حس وجدان بزرگترین فیلسوف است . ( روسو) * هنر , کلید فهم زندگی است. ( اسکاروایلد ) * هنر , عصاره زندگی است. ( پل والری ) * شهرت , عطر اعمال قهرمانی . ( سقراط) * مرد پرهیزگار هرگز پارسایی خود را نمی سنجد .( پاسکال) * جدیت و پشتکار مقصد را نزدیک می کند .( شیلر) * در سه کار نباید عجله کرد , تولد, ازدواج و مرگ .( کانت ) * پرسش های ما افکار ما را می سازد .( آنتونی رابینز)
سلام دوستای خوب من واقعا خوشحالم که دوستای خوبی مثه شماها دارم که همیشه با من همراه بودین و با نظراتون در بهتر شدن کار به من کمک کردین . امروز ازتون می خوام واسه مادر بزرگم دعا کنید که حالش خوب شه ممنون از همتون . فریده
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 8:56 توسط فریده |
|
به نام خدا پسر کوچولو و پیرمرد پسر کوچولو گفت : " گاهی و قت ها قاشق از دستم می افتد." پیرمرد بیچاره گفت : " از دست من هم می افتد ." پسر کوچولو گفت : " من گاهی شلوارم را خیس میکنم ." پیرمرد بیچاره گفت : " من هم همین طور." پسر کوچولو گفت : " من اغلب گریه میکنم ." پیرمرد بیچاره گفت : " من هم همین طور." پسر کوچولو گفت : " از همه بدتر بزرگ ترها به من توجهی ندارند ." و گرمای دست چروکیده ای را احساس کرد :" می فهمم چه می گویی کوچولو , می فهمم ." نویسنده : شل سیلوراستاین ـ منبع : چراغی در زیر شیروانی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 7:6 توسط فریده |
|
|
به نام خدا سخت و آسان : ۱ـ آسان آن است که در دفترچه تلفن, کسی را پیدا کنی ; سخت آن کست که در قلب کسی جایی پیدا کنی. ۲ـ آسان آن است که در مورد اشتباهات دیگران قضاوت کنی , سخت آن است که به اشتباهات خود پی ببری. ۳ـ آسان آن است که بدون تفکر سخن بگویی و سخت آن است که زبان خود را نگاه داری . ۴ـ آسان آن است که کسی را که دوستت دارد , برنجانی . سخت درمان درد به جای مانده در اوست . ۵ـ آسان آن است که دیگران را ببخشی , سخت , طلب بخشش کردن است . ۶ـ آسان , وضع قوانین است . سخت , اطاعت از آنهاست . منبع : موفقیت ـ ۶۹ |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم مرداد 1385ساعت 7:55 توسط فریده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
فریاد درد شیطون بلا چرندیات! black......rose راه نو وصل ممکن نیست همیشه فاصله هست +عاشق فراری + شیوانا :: پدیده ها :: ساده دل آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 |
|
RSS
|